خرید بک لینک

درباره سایت

خاطرات زندگی

زندگی جاری است چون رودخانه ای بی تاب که می رود تا وصل دریا را به تماشا بنشیند

امکانات وب

moisrex.r98.ir

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

ãx82¯ãx83ªãx82¹ãx83x9eãx82¹

-->-->-->

åx86¬ãx81x8cãx81x8dãx81x9fãx81£ï¼x81ï¼x81

-->-->-->

Xï½x8dï½x81ï½x93âx98x86present

سلام ماامروز کلاس کانپیپیو دشتیم وکارنام گرفتیم وامتهن من بی ست بید وخیلی کارنام هامن قشنگن من خیلی خاشهالم کنمرم بی ست وخشهال هستیمبه ماخیلی خشگزشت البت یچزبگم ماان کلاس هارمی رم کیلم یاد بگرم نبرم بری خردن یاهمن بازکردن اومدم کچز هایخب خب یادبگرم وهو سمن خب جم باشمارفتم کلاس ماسشنبه ودشنبه کلاس کانپیتر دارم من خیلی خاشهالم خانم مربی یکاپیترو   عم فاطم هستم .

                                      

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: يکشنبه 14 ارديبهشت 1393 ساعت: 9:42

نویسنده: ضحی خانوم

بسم الله الر حمان الر حیم
 

 

امروز کلاس مهد دانش داشتیم و در کلاس قرارشدکه هرجلسه یه کلاس تویه وبلاگ
های همدیگه بریم وآن جانزر بزاریم که جریمه نشیم خانم مربی ما رو صدا کردن و رفتن درو بلاگ هامون رفتندو دیدن و  گفتند:نمرت سفر شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   بدشم .


صبا خانم رو صدازدند و دیدند صباخانم فقط دو کاررو انجام نداده ولی بقیییه کاراشرو
انجام داده است من   هم دقیقن مثل صباخانم بود م

بعد در مورد پیامبر ها و امامان با ما صحبت کردن و گفتند که ما 124000پیامبر داریم که آخرینشون حضرت محمد (ص) بودند و بعد از ایشان 12 امام آمدن و همگی برای راهنمایی مردم آمدن و اولینشون حضرت علی و آخرینشون حضرت مهدی (عج) که ایشون هنوز در غیبت هستند .

امروز باشگاهه ورزشی هم داشتیم و من و آجیم شلواره جدید برای باشگاهه ورزشی
داشتیم و آن جادیگه من وآجیم دیگه اهساسه زبری نمیکردیم؟من خیلی بهم خشک
گزشت من از.

(عمو مهدی)به خاطر باشگاه ورزشی تشکرمیکنم واز (عمو مهدی)میخوام که به خانی مابییان (عمو مهدی)جونم من بخاتربرنامه های قشنگ و خوب و آلی تشکر میکنم

مخسو
سن.                 

آزمایشگاه (عمو مهدی)..................جونم خدانگحدار


ضحی خانوم

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: جمعه 18 بهمن 1392 ساعت: 3:18

به نام خدای مهربان

بزرگترها بنا به خواسته عمومهدی برای بچه ها یک آموزشگاه کامپیوتر درست کردند. الان هر کدوم از بچه ها یک لب تاب دارن و وسایل مورد نیاز برای یادگیری علوم روز رایانه ای. در هفته دوبار این کلاسها برگزار میشه. تا الان چند جلسه از کلاسشون میگذره، مربی اونها هم یکی از اعضاء متخصص خانواده است. هر کدوم از بچه ها یک کارت سینه زیبا هم داره که دادیم یک کانون تبلیغاتی براشون درست کرده. محیط کلاس رو توی خونه براشون درست کردیم، یک فضای زیبا و مجزا که وقتی واردش میشیم کاملا شبیه یک آموزشگاه کامپیوتره. ما بزرگترها دوست داریم بچه ها از به روز ترین علوم باخبر باشن و از علوم روز توی زندگیشون استفاده کنن.

(تصاویر کلاس رو توی مطلب بعد و یک پست جدا ببینید)

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: سه شنبه 5 آذر 1392 ساعت: 2:25

اینها تصاویر آزمایشگاهی هست که آقامهدی عزیز برای فرزندان دلبندمان در خانه احداث کرده اند و بچه ها هفته ای دوبار به این آزماشگاه می روند و با پوشیدن لباسهای مخصوص، شروع به آزمایشهایی در زمینه های مختلف می کنند.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 2:32

امروز دختر گلم رفت کلاس اول ...

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: 1 مهر 1392 ساعت: 2:12

به نام خدا

 


من یه آرزوی بزرگ دارم
آرزم اینه که ...

(این مطلب رو دختر گلم گفته و ما نوشتیم....)

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: دوشنبه 1 مهر 1392 ساعت: 2:11

امروز دوشنبه دهم تیرماه هزار و سیصد و نود و دو بود

صبا و ضحی ، بعد از ظهر به تالار آفتاب رفتند و تئاتر شاد

"شنل قرمزی"

رو دیدند. خیلی هم خوششون اومده بود. به خاطر ظاهر آراسته و زیبای اونها، کارگردان برنامه ازشون خواست که در ردیف اول بشینن و به طور اختصاصی هم از روی صحنه از اومدن اونها تشکر کرد.

خیلی جالب بود.

همچنین امروز ضحی واکسنش رو برای ثبت نام در کلاس اول زد

تا الان که شبه و موقع خواب بازوش کمی ورم داره و درد می کنه

آخرش دخترکم معصومانه خوابید

و چشمان نازش چه آرامش و شیرینی ای داشت

  

 

 

 

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: سه شنبه 11 تير 1392 ساعت: 3:25

دختر گلم 

در این پُست

شاهکار هنری ات را در سن شش سالگی گذاشته ام

 

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: شنبه 18 خرداد 1392 ساعت: 4:08

مطلب مورد نظر رمزدارد .
لطفا رمزعبورمربوط به مطلب را وارد کرده،دکمه تایید را کلیک کنید .
ای عزیر: اول اسم بچه ها به لاتین رمز این مطلب است...

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 ساعت: 3:33

یه خاطره راجع به ضحای عزیزم

در مورد زمانی که اونقدر کوچولو بود

که هنوز توی گهواره میخوابید.....

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: جمعه 16 فروردين 1392 ساعت: 4:31

خاطره شیرین شهر بازی سرزمین رویایی

EmoticonEmoticon

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: سه شنبه 6 فروردين 1392 ساعت: 3:54

از سه روز پیش برف زیادی داره میاد

همه ی راهها بسته شده و همه جا تعطیله

مردم تو کوجه ها برف بازی میکنند...

 

نویسنده: مامان

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: سه شنبه 6 فروردين 1392 ساعت: 22:01

بابا: بگو ببینم صبا جون خاطره امروزه کلاس هنر دستی رو؟
 
                                  

 

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: جمعه 11 اسفند 1391 ساعت: 3:34

 
 
 
 
فصل زمستان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1391 ساعت: 5:20

بابا برای ما یک محراب کوچولوی شمع درست کرده

که هر شب قبل از خواب ...

 

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: جمعه 15 دی 1391 ساعت: 4:41

صفحه بندی