خرید بک لینک

درباره سایت

خاطرات زندگی

زندگی جاری است چون رودخانه ای بی تاب که می رود تا وصل دریا را به تماشا بنشیند

امکانات وب

moisrex.r98.ir

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

ãx82¯ãx83ªãx82¹ãx83x9eãx82¹

-->-->-->

åx86¬ãx81x8cãx81x8dãx81x9fãx81£ï¼x81ï¼x81

-->-->-->

Xï½x8dï½x81ï½x93âx98x86present

 

 

ضحی(قرمز)

صبا(صورتی)

بابا(آبی)

من آب بازی رو خیلی دوست دارم

بابا اجازه میدی برم با آب بازی کنم؟

قول میدم چادرم رو بالا بگیرم.

اجازه میدی؟

دخترم اینجا آبش یکم گله، لباسات هم خیس میشه

فقط برو دستت رو توی آب بزن دخترم

بابا پیش حضرت دانیال هم میریم

من حضرت دانیال رو خیلی دوست دارم.

بابا اون پرنده رفت زیر آب!!

دخترم رفت غذا پیدا کنه از زیر آب

اینجا یک رستورانه در عمق ده متری زمین

صبا نقاشی میکشه

ضحی هم ماجراجویی میکنه

برچسب: نویسنده: s . z تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1391 ساعت: 11:43

صفحه بندی