-->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->-->
ضحی(قرمز)
صبا(صورتی)
بابا(آبی)
من آب بازی رو خیلی دوست دارم
بابا اجازه میدی برم با آب بازی کنم؟
قول میدم چادرم رو بالا بگیرم.
اجازه میدی؟

دخترم اینجا آبش یکم گله، لباسات هم خیس میشه
فقط برو دستت رو توی آب بزن دخترم

بابا پیش حضرت دانیال هم میریم
من حضرت دانیال رو خیلی دوست دارم.
بابا اون پرنده رفت زیر آب!!

دخترم رفت غذا پیدا کنه از زیر آب

اینجا یک رستورانه در عمق ده متری زمین
صبا نقاشی میکشه
ضحی هم ماجراجویی میکنه

ما را در سایت خاطرات زندگی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: s . z
بازدید: 204