شیرین زبونی

خرید بک لینک

امکانات وب

moisrex.r98.ir

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

ãx82¯ãx83ªãx82¹ãx83x9eãx82¹

-->-->-->

åx86¬ãx81x8cãx81x8dãx81x9fãx81£ï¼x81ï¼x81

-->-->-->

Xï½x8dï½x81ï½x93âx98x86present

 

شیرین زبونی جدی ضحی

یک کوچولویی توی فامیل رفته بود سر یخچال خونشون و چون چیز خاصی که دوست داشته باشه پیدا نکرده بود بخوره، به بابا و مامانش گفته بود می خواد بیاد خونه ما زندگی کنه

چون همیشه بابای من چیزای خوب خوب زیاد می خره

من بهش گفتم :

این اصلا خوب نیست که در مورد پدر و مادرت این شکلی صحبت کنی و این کار زشتیه که بخای بگی که اونا به من غذا نمی دن یا چیزی برام نمی خرن یا خودت بری سر یخچال تازه نباید بگی که بابای من و صبا از مغازه های خوب خوب چیزای خوب خوب خرید می کنن اما بابا و مامانم از مغازه بو گندو مگه نمیدونی این حرفها خیلی بده.

خاطرات زندگی...

ما را در سایت خاطرات زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: s . z بازدید: 183 تاريخ: سه شنبه 5 دی 1391 ساعت: 5:01

صفحه بندی