-->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->-->
شیرین زبونی جدی ضحی

یک کوچولویی توی فامیل رفته بود سر یخچال خونشون و چون چیز خاصی که دوست داشته باشه پیدا نکرده بود بخوره، به بابا و مامانش گفته بود می خواد بیاد خونه ما زندگی کنه
چون همیشه بابای من چیزای خوب خوب زیاد می خره
من بهش گفتم :

این اصلا خوب نیست که در مورد پدر و مادرت این شکلی صحبت کنی و این کار زشتیه که بخای بگی که اونا به من غذا نمی دن یا چیزی برام نمی خرن یا خودت بری سر یخچال تازه نباید بگی که بابای من و صبا از مغازه های خوب خوب چیزای خوب خوب خرید می کنن اما بابا و مامانم از مغازه بو گندو مگه نمیدونی این حرفها خیلی بده.

ما را در سایت خاطرات زندگی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: s . z
بازدید: 183